شمس الدين محمد بن محمود آملي
125
نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى )
برودت با يبوست . پنجم لون بدن چه بياض او دلالت كند بر قلت حرارت مزاج و كمودت او بر كثرت ان و صفرت و شقرت بر افراط آن و سواد آن بر حرارت و لون بادنجانى دلالت كند بر برودت و يبوست و جصى بر برودت و بلغم و رصاصى بر برودت و يبوست علامات قسم دويم چهار قسم است چه آن خلط يا خون بود يا صفرا يا بلغم با سودا و از علامات غلبه خون يكى ثقل است خصوصا در سروتمطى و تثاؤب و نعاس و كدورت حواس و بلادت و حلاوت دهن و سرخى رنك روى و زبان و ظهور دماميل و بثور و سيلان خون از مواضع سهل الانصداع و علامات غلبه صفرا صفرت لون بدن خصوصا چشم و تلخى دهن و خشونت زبان و خشكى دهن و سوراخ بينى و شدت تشنگى و ضعف شهوت و غثيان و قشعر يره و علامات غلبه بلغم بياض لون و ترهل . بدن و لين ملمس و برودت آن و بسيارى آب دهن و قلت تشنگى و ضعف هضم و جشاء حامض و بسيارى خواب و بلادت و علامات غلبه سودا خشگى بدن و كمودت لون او و سياهى خون و غلظ آن و زيادتى فكر و لذع معده و شهوت كاذب و بسيارى مو بر اندام و دلايلى خارج از علامات مذكوره كه طبيب در علاج استدلال كند بر آن بر احوال مريض بر سه قسمست يكى نبض و دويم قاروره كه باصطلاح اطبا آن را دليل خوانند و سيم براز اما نبض حركتى است از اوعيه روح مؤلف از انبساط و انقباض از براى تدبير روح بنسيم و پيش اكثر اطبا هر نبضه مركب است از دو حركت و دو سكون چه هر نبض مركبست از انبساط و انقباض و ميان هر دو حركت بايد كه سكونى واقع شود و از اجناسيكه نبض معلوم كنند نه اند : 1 - جنس ماخوذ از سرعت و بطوء و آن سه قسمست : اول سريع و آن عبارتست از آنكه حركت را در زمان اقصر از معتدل تمام كند و سبب او شدت حاجتست بترويح قلب . دويم بطى كه حركت را در زمان اطول تمام كند و سبب او قلت حاجتست بترويح يا ضعف قوت .